مفهوم خانواده

ادامه نوشته

میمون ها و کلاه فروش

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد .

آیینه و شیشه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...

آخرین کلمات افراد به نقل از عزرائیل

 

ادامه نوشته

طــــــــنز

ادامه نوشته

25 واژه تکنولوژیکی که باید آنها را بدانید!؟

تکنولوژی، فناوریهایش و کاربردهایش مدت زمانی است که علاوه بر تمامی تغییراتی که در رفتارها، فعالیتها و احساسات انسانها به وجود آورده است در جهان واژگان نیز قدم گذاشته و تغییرات جالب توجهی در آن ایجاد کرده است.

در گذشته های نه چندان دور ارتباط با یک شبکه اجتماعی به معنی رفتن به یک میهمانی بود نه استفاده از فیس بوک، اما این واژه مشابه واژه Mesofact، واقعیتی که طی گذشت زمان و با یادگیری بیشتر شکل می گیرد در حال شکل دادن به زبانی جدید به نام زبان اینترنتی است. در ادامه به منشا 25 واژه جدید که در عصر اینترنت خلق شده و یا تغییر یافته اند به نفل از فاکس نیوز اشاره خواهد شد.


ادامه نوشته

زندگینامه آنتونی رابینز

آقای رابینز یکی از شخصیت های مورد علاقه منه .

و من به شما پیشنهاد می کنم کتابهاشو حتما مطالعه کنید ...

ادامه نوشته

آنتونی رابینز

ادامه نوشته

چند کاری که می توانید در خانه انجام دهید و پول در بیاورید

 صنایع دستی: اگر شما از صنایع دستی مثل ساختن جواهرآلات، سفال و یا وسایل تزئینی منزل خوشتان می آید و از این کارها بلد هستید، می توانید کارتان را با ساخت و فروش این وسایل شروع کنید و در وبسایت های فروش آنلاین آنها را به فروش برسانید. در حال حاضر این وبسایت ها وجود دارند و شما به راحتی می توانید این کار را  انجام دهید. با پرداخت مبلغ اندکی به این سایت ها می توانید محصولات خود را در آنجا قرار دهید.
خریداران به این سایت ها مراجعه می کنند، کالای شما را خریداری می کنند و پول را به حسابتان واریز می کنند. به همین راحتی صاحب کسب وکار و درآمد شدید.
نویسندگی برای وبسایت ها: بلاگرها و یا همان نویسندگان وبسایت ها اگر کارشان خوب باشد و نوشته هایشان دسته اول، می توانند مقالات و نوشته های خود را به وبسایت های دیگر بفروشند و درآمد کسب کنند. در زمینه ای که تبحر دارید تمرکز کنید و در مورد مسائل روز آن مطلب و تحلیلات خود را بنویسید، سپس به وبسایت های بزرگ مطالبتان را ارائه دهید و به آنها پیشنهاد نویسندگی بدهید. اگر وبلاگی هم دارید می توانید از طریق سرویس Pay Per Click گوگل هم پول در بیاورید.
تدریس:  اگر شما به تدریس علاقه دارید و می توانید به خانه دانش آموزان رفت و آمد داشته باشید، درس دادن را شروع کنید. در حال حاضر وبسایت هایی هستند که شما می توانید در آنجا به عنوان مدرس ثبت نام کنید و با پرداخت مبلغ اندکی آنها شما را به کسانی که نیاز به مدرس دارند معرفی می کنند. همینطور هم می توانید آگهی های روزنامه ها را برای مدرس جستجو کنید و دانش آموز مورد نظر را بیابید.
ترجمه: اگر شما در بیش از یک زبان تبحر دارید، می توانید به عنوان یک فریلنسر کار خود را شروع  کنید. اگر مترجم خوبی باشید، خوب پول در خواهید آورد.
                                                                                  علمولوژی

دختر هفده ساله‌ای که میلیونر است

دختر هفده ساله‌ای که میلیونر است احتمالا باید شخصیت جالبی داشته باشد. تعجب نکنید؛ ثروتش حاصل ارث و میراث نیست. او با قدرت، تلاش و ابتکار خود توانسته است این سرمایه را کسب کند. اشلی نام همین دختر خوش‌فکر است. از زمانی ‌که اینترنت به عنوان ابزاری برای کسب درآمد به کار رفت، قواعد کسب ‌و ‌کار سنتی کاملا از بین رفت و به این ترتیب همه افراد با هر سن و سالی توانستند مهارت‌ها و توانایی‌های خود را نه در حد کشوری بلکه در حد بین‌المللی بروز دهند. چرا که در فضای اینترنت بازاری به وسعت کره زمین و مشتریانی بیش از نهصد میلیون نفر وجود دارد و کافی است که درصد بسیار کوچکی از این افراد از خدمات شما استفاده کنند در این صورت اتفاقی که برای «اشلی» دختر 17 ساله افتاد برای شما نیز خواهد افتاد.

....

ادامه نوشته

عکس های زیگورات

ادامه نوشته

حکایت چهار دانشجو‎

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟ 2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

جملاتی از کوروش بزرگ

 

 

ادامه نوشته

داستانی متفاوت از چوپان دروغگو

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...
ادامه نوشته

زیگورات: نخستین اثر جهانی ایران

زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان، معبدی است عیلامی‌ با 3300 سال قدمت و نخستین اثر ایرانی است که در فهرست آثار جهانی یونسکو به ثبت رسید...

ادامه نوشته

پ ن پ !

*به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم

اصلا یه وضعی شده به خدا!
 
*دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟
میگم پ ن پ از صندوق ذخیره سازمان اوپک کم میشه!
 
*میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!
 
*به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه. جواب داده یعنی استاد نیومده؟ میگم پ ن پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن.
 
*با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!
 
*لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟
میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.
 
*تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.
 
 
ادامه نوشته

راه‌هایی برای فرار از گرما

ادامه نوشته

چای سبز و لاغر شدن

ادامه نوشته

شادی

شاد بودن هنر است

شاد کردن،هنری بالاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش

که چو یک شکلک بی جان شب و روز

بی خبر از همه خندان باشیم

بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد

شاد بودن هنر است

گر به شادی تو دل های دگر باشد شاد...

                                                                       منبع : نمی دونم

سوتی

ادامه نوشته